تبليغاتX
عقاب آسمان
 
لحظه ای چند بر این لوح کبود ... نقطه ای بود سپس هیچ نبود !
 
 

تسلیت به همهء عاشقان هنر و فرهنگ ...

*****************************************************

خسرو شکیبایی بازیگر و هنرمند دوست داشتنی ما رفت ... رفت و پشت حوصلهء نورها دراز کشید...

وهیچ فکر نکرد که ما ...  میان پریشانی تلفظ درها ...برای خوردن یک سیب ... چقدر تنها ماندیم !

شکیبایی فقط یک بازیگر نبود ... او خاطره ء  خسته ء چند دهه از زندگی ملت ایران بود ...

انگار هنوز آن صدای پر طنین لرزان ... که ترجمهء یاءس های هم نسلان ما بود هنوز برایمان

 شعر میخواند ...   شکیبایی رفت ... سخت میشود باور کرد ... سخت و بی امید ...

خسرو شکیبایی در بیمارستان آتیه بستری شد

خداحافظ  استاد ...    خداحافظ ...    دیدار ما به همان نمیدانم کجای جهان ... 

سهم ما هم فقط یک یادت به خیر ساده ...

خداحافظ استاد ...   

***********************************************

                                          "   سر عاشقان سلامت   "

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 2:48  توسط پیمان موسوی  | 



******************************************

 " قصهء ما "


بس است هر چه زمین از من و تو بار کشید
چگونه می شود از زندگی کنار کشید ؟


چقدر می شود آیا به روی این دیوار
برای پنجره نقاشی بهار کشید ؟


برای دور زدن در مدار بی پایان
چقدر باید از این پای خسته کار کشید ؟


گلایه از تو ندارم چرا که آن نقاش
مرا پیاده کشید و تو را سوار کشید


حکایـت من و تو داستان تکه یخی ست
که در برابر خورشید انتظار کشید


چگونه می شود از مردم خمار نگفت
ولی هزار رقم دیده خمار کشید ؟


اگر بهشت برای من و تو است چرا
پس از هبوط ، خدا دور آن حصار کشید ؟


چرا هر آنچه هوس را اسیر کرد اما
برای تک تکشان نقشه فرار کشید ؟


خدا نخست سری زد به جبه منصور
سپس به دست خودش جبه را به دار کشید


خودش به فطرت ابلیس سرکشی آموخت
و بعد نقطه ضعفی گرفت و جار کشید


غزل ، قصیده اگر شد مقصر آن دستی است
که طرح قصه ما را ادامه دار کشید ...

 

 

************************************ ( هدیه ء غلامرضا طریقی )

  نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 8:21  توسط پیمان موسوی  | 
                                                           " یا حق "

سلام به همه دوستان...

این وب لاگ با هدف فراهم آوردن لحظاتی پر از عشق و صفا و دوستی

افتتاح می شود ... 

( اگر هم که هدفش به دست نیومد ... تقصیر کسی نیست ...

یا لا اقل تقصیر من نیست !! )

به هر حال اگه با ما باشین حال میکنیم ...!!!

می بینمتون ...

  نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 6:4  توسط پیمان موسوی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM