تبليغاتX
عقاب آسمان
 
لحظه ای چند بر این لوح کبود ... نقطه ای بود سپس هیچ نبود !
 

بسم الله الرحمن الرحیم

اتفاقات ناگوار روزهای اخیر ، از جنبه های بسیاری قابل بررسی و تحلیل است . از آنجا که چندان علاقه و انگیزه ای به ورود در مسایل و جنبه های بغرنج سیاسی حکومتی - تا حد امکان - نداشته و ندارم ، بی اعتنا به بسیاری از آن مسایل می گذرم با اعتقاد به اینکه همواره تاریخ ، شاهد عادلی برای قضاوت در بارهء ماست ...

اما از آنجا که مسیر زندگی من و امثال ما ، با بسیاری از نهادهای انقلابی مان چنان گره خورده است که فرهنگ و روند و خاطره های آن - حتا - جزئی از شخصیت ما شده است ... نمی توانم در مورد اتفاقات و تحولات آنها خاموش باشم و به رسم اغماض و بی اعتنایی اجباری ، از این چند کلام کوتاه نیز بگذرم ...

***

نوجوانی من و بسیاری از بچه های هم سن و سال من مصادف بود با جنگ تحمیلی و مسایل پیرامون آن در جامعه ، که به طبع ما را مستقیما" مخاطب خود می ساخت .

پدر از زمانی که به یاد داشتیم در جبهه بود ... تنها اوقات کوتاهی - هر چند ماه - به دیدارشان نایل میشدیم و چه کوتاه و ناخرسند ... جای خالی پدر و برادر و ... اعضای خانواده را برای ما و بچه محلهای پرشر وشور شرایطی مثل من داشتند ، مسجد قدیمی محل و بسیج نوجوانان پایگاه مقاومت و درسهای نظامی و غیر نظامی آن و ... پر میکرد .

آنجا بود که یاد گرفتیم که بسیجی یعنی عاشق ... یعنی یک سالک بی اعتنا به ظواهر روزگار و بی ادعا که تنها در مسیر دوستی و محبت خدا و پیشرفت در راه رضایت او گام برمیدارد ...

یاد گرفتیم که عاشق بسیج باشیم . زیرا تنهادر زیر لوای این اسم مبارک بود که دسته دسته میشد برای کمک به همسایه ها و هم محلی های فقیر و ناتوان کاری کرد ، هرچند کوچک ... بسیجی می بایست باشی تا مهربانی را برای همهء بنده های خدا بخواهی و دشمن بندهء خدا نباشی ...

آنجا یاد می گرفتیم که باید با سیاهی ها ی درون افراد جنگید نه با خود افراد ، زیرا که آنها هم مثل ما بنده گان جایزالخطای خداوند بودند ...! یاد میگرفتیم که تا جایی که میتوانیم سعی کنیم تا شاید کمی ، مقداری ، شبیه امامان بزرگوار رئوف مان رفتار کنیم .

آروزیمان این بود که کسی خاکستر روی سرمان بریزد و فحشمان بدهد تاما به رسم جوانمردی مولایمان بیاییم مسجد و برایش دعا کنیم ... آرزوها داشتیم ما .....

 بچه های بزرگتر مسجد که جبهه بودند هر چند وقت یکبار به مرخصی می آمدند و مثل پدر ما را مهمان تعریف ها و خاطرهای جبهه میکردند . اینکه چه صفایی آنروزها بین بچه ها بود ... چطور برای خاطر همدیگر بچه های رزمنده مسابقه ای اعلام ناشده داشتند ، که خدمت کنند ، ایثار کنند ، در حق دیگران لطف های بی چشم داشت کنند و از سهم خود - حتا - از زندگی خود بگذرند شاید مورد عنایت و قبول حق قرار بگیرند و بهشتی بشوند و...

             

از جالب ترین خاطرات بچه ها برای من ، قسمتهایی بود که راجع به اسرای عراقی میگفتند ... البته به کرات در تلویزیون هم دیده و شنیده بودیم که اکثر بچه ها ی بسیجی با اسرای عراقی مثل برادری در بند رفتار میکردند چنانکه گاهی آنها و ناظرین را شرمندهء اخلاق و روحیات بسیجی خود میکردند ...

اما این خاطره ها از زبان بچه های مسجد خودمان چیز دیگری بود ... حلاوت دیگری داشت ...

 اینکه بعضی از بچه بسیجی های پایگاه خودمان را میشنیدیم که غذا و آب خود را به اسرای عراقی داده اند و خود روزه گرفته اند ، مست مان میکرد و آروزمند چنان مقامی از راءفت که نشانه کمال مسلمانی و ایمان بود ...

با خودم فکر میکردم که این اسرا ، احتمالا" تا چند لحظهء پیش از اسارت به طرف بچه های ما شلیک میکرده اند و شاید خیلی از دوستان و همرزمان آنها را به شهادت رسانیده اند ...

اگر رزمندهء بسیجی با دشمن اسیر خود چنین رفتاری دارد ، با مردم هموطن و مسلمان خود چه رفتاری میتواند داشته باشد ؟ احتمالا" او باید مظهر " رحماء بینهم " باشد ....

اما در همان روزها هم بعضی ها کارهایی میکردند که در لیاقت یک بسیجی نبود !  ... اما مهم این بود که من هرگز ندیدم که "شهید علیرضا نجفی" شلوار کسی را پاره کند و یا هموطنی از ما را به بهانه ای کتک بزند ...

 هرگز ندیدم و نشیدم که " شهید دارابی "  ، به جای لبخند با سیلی و مشت کسی را امربه معروف و نهی از منکر کند ... هرچند شهید دارابی یک پهلوان بود و زور بازویش از امثال دیگران بیشتر بود ...

همهء این چیزها را نه از " شهید مرادی "  و نه  از شهدای دیگر دیدیم ...

  حتا میدیدم بچه های مخلص سربه زیری را که در مواجهه با این برخوردهای نادرست با مردم توسط دوستانشان ، تذکر میدادند و اگر بی اعتنایی میشد و درشتی ... ، سر افسوس به زیر می انداختند و دور میشدند .

یک روز عزیزی از بسیجی های مخلص و بزرگتر پایگاه به ما ، چند تا از بچه های بسیج نوجوانان ، نصیحتی کرد که هرگز آنرا فراموش نمیکنم ...

او گفت : « خودتان را آلودهء این تندرویها نکنید ، نمازتان را فراموش نکنید ، خودتان را پاکیزه کنید و اصلاح کنید ، بعد به دیگران بپردازید ... علمتان را زیاد کنید ، وحشتناک کتاب بخوانید و فکر کنید ...  و خدارا از نظرتان دور نکنید در هیچ حالتی ،...  مردم را با کتک و اهانت  فقط میشود از اسلام و انقلاب دور کرد !...  برای جذب مردم و امربه معروف و نهی از منکر از امامان و معصومین فقط سرمشق بگیرید ...   

ببینید چه وقت آنها توی گوش کسی زدند و اهانتی کردند ؟!

   اگر با مهربانی و برادری  نتوانیم مردم توی کوچه و بازار را به سمت انقلاب بکشانیم و شلوار بسیجی پایشان کنیم ، روزگار ما و آنها را از اسلام و انقلاب دور میکند ، بعد شلوارهای  پانک و رپ غربی ها را پای ما میکند ! .... »

 ... هر وقت یاد حرفهای آن برادر بزرگترم می افتم ، اشک در چشم هایم حلقه میزند ! به خصوص وقتی میبینم که پیش بینی او درست از آب در آمد ...

گاهی با خودم می اندیشم امروز اگر بسیاری از شهدای مخلص ما زنده بودند چگونه رفتار میکردند ؟

               

حالا امروز پای جوانهای ما بیشتر شلوار بسیجی ست یا ...؟؟؟  ما چه کردیم با اسلام بزرگ مان ؟ با انقلاب عزیز مان ؟ با بسیج عشق مان ؟ ... با مردم مسلمان و انقلابی مان ؟؟؟ ...

 

***

امروز هم گهگاه شاهد همان تندرویها و رفتارهای غیر مسئولانه هستیم . چرا باید برخی ها با سوء استفاده از نام بسیج و لباس بسیج و شخصیت بسیج  ، کارهایی بکنند که در ذهن مردم تصویری سیاه از این شجرهء طیبه برجای بماند ؟

روزگاری بسیجی بودن با رزمنده گی و هیات نظامی و ... سازگاری داشت و مورد لزوم بود . اما چرا امروز بسیج نباید پرچم دار علم و تحصیل و فرهنگ و تهذیب و تزکیه در بین جوانان این مملکت باشد ؟

چرا بعضی از آقایان همچنان بر جنبه های امنیتی و پلیسی بسیج ، چنان تاکید دارند که دیگر جنبه های این حرکت و تشکل مردمی ، به کلی فراموش گشته است ؟

مگر این مملکت پلیس و نیروی ضد شورش و سازمانهای امنیتی کم دارد که بایستی همه جا از نام و نیروی بسیج برای مقابله با اعتراض ها و نا امنی ها استفاده های درست و نادرست کرد ؟

چرا تصویر و معنای بسیج را چنان مترادف این مسایل کرده ایم که چیزی فرای آن و ورای آن دیگر برای بسیاری متصور نیست ؟؟؟

 چرا بچه های بسیج نباید دوباره با همکاری مردم و جوانهای کوچه و بازار ، متولی کمک به ضعفا و ناتوانان باشد ؟ متولی علم و درس و تحقیق آزادانه و به دور از تحجر های فکری در گروه های مردمی باشد ؟ چرا نباید تصویر بسیجی ، تصویر راءفت و مهر اسلامی و انقلابی باشد ؟

آیا ما آنقدر به چماق های بچه های بسیج احتیاج داریم برای حفظ امنیت نظام که قلم و دفتر و آچار و پیچ گوشتی و بیل و کلنگ و داس و ... را از آنها بگیریم و زمین بگذاریم ؟؟؟

به حتم مسئله امنیت ملی و مردمی آنقدر مهم حیاتی است که در صدر بسیاری دیگر از مسایل ما گاه قرار میگیرد . اما آیا بسیج نبایست ریشهء این امنیت در فکر و فرهنگ ملت ما باشد ؟ یا از آن به چند شاخ و برگ و چوب کفایت باید کرد ؟

بسیج هنوز میتواند برای همهء مردم ما مدرسهء عشق باشد . آنرا تبدیل به مدرسهء اشک و تیغ و قمه و زنجیر و چماق نکنیم .

 

****

http://garrin.blogfa.com/

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:35  توسط پیمان موسوی  | 

خبرگزاري ايلنا از انتشار بيانه اي توسط آيت الله طاهري امام جمعهء پيشين اصفهان خبر داد ...



***


 به گزارش ايلنا، آيت الله سيد جلال الدين طاهري اصفهاني با انتشار بيانيه‌اي نسبت به تحولات بعد از انتخابات موضع گيري کرد.



در بخش ابتدايي اين بيانيه آمده است:


...


انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد از چند جهت حادثه تاريخي و حائز اهميت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت يکپارچه و بانشاط و اميدوار به تغيير سرنوشت خود به پاي صندوق‌هاي راي حاضر شدند و اين بهترين هديه‌اي بود که مي‌توانست کشور و انقلاب را از بسياري خطرات بيروني و دروني مصون داشته و در مسير اميد و رشد و شکوفايي و عدالت حقيقي به تعالي برساند.
آيت الله طاهري با انتقاد از رويه‌هاي که در جريان انتخابات صورت گرفت که به گفته وي موجب از دست رفتن فرصت طلايي حضور باشکوه مردم در انتخابات شد،تاکيد کرد: من به عنوان فرد کوچکي که عمر خود را به طلبگي و مبارزه و عواقب آن و خانه نشيني در اين ايام گذرانده‌ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانيّت محترم ميگويم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً” من با ديده گريان و قلبي اندوه بار به عينه مي‌بينم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را براي مبارزه و تاسيس جمهوري اسلامي تخطئه مي‌کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمني تئوري پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودي عقايد حکومتي مرحوم امام و به موزه فرستادن عملي آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از اين انحرافات اساسي که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوري اسلامي آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علي اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانيم، اگر اين تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفويض نمودند، وظيفه آنها است بحکم امانتداري در رعايت حقوق آنان کوشا بوده و در صيانت آن امين باشند. "لا تنظروا الي طول رکوع الرجل و سجوده، فان ذلک شيء اعتاده؛ فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الي صدق حديثه و اداء الامانته" که در اين روايت ملاک تقوي و صلاحيت، راست گويي و امانتداري است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دين داري کما اينکه در آيه شريفه "ولايجرمنکم شنان قوم علي ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي" مقصود عدالت ورزي با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوري اسلامي را با آزادي و استقلال تعريف کردند، آزادي و استقلال موافقان در هرکاري که اراده کنند نيست بلکه آزادي مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانين از سلطه زورمندان است.
وي در بخش ديگري از بيانيه خود خاطر نشان کرد:اين روزها مشاهده مي‌شود که با تقطيع بعضي از فرمايشات امام که به نفع اقدامات و برنامه‌هاي خود تشخيص مي دهند، سعي دارند پشت اين چهره ملکوتي سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجيه نمايند. من براي تنوير افکار عمومي به صراحت اعلام مي‌کنم اين روش‌ها ادامه همان استفاده ابزاري از دين و مقدسات و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبين کردن جوانان به دين و امام اتفاق مي‌افتد. آيا امام معتقد بود کساني که بايد در انتخابات بي طرف باشند، رسما وارد حمايت علني از کانديداي خاصي بشوند؟ آيا امام اجازه مي‌داد امکانات عمومي و بيت المال مسلمين براي يک کانديدا بدون هيچ محدوديتي استفاده شود؟ آيا امام اجازه مي‌داد حيثيت و آبروي افراد اين گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازيگران قدرت قرار گيرد؟ و آيا دين چنين اجازه‌اي به شما داده است؟ چرا چتر حمايت قانون فقط براي شما و دوستان شما است و تنها هنگامي دين، قانون و امام عزيز مي‌شوند که بتوانيد منفعتي از آن ببريد؟ آيا اين مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نيست؟ آيا اين از مصاديق عدالت است که سيّد شريف و مظلومي چون ميرحيسن موسوي که در سخت‌ترين دوران‌هاي اين کشور مسئوليّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادي و گروه‌هاي محارب و تثبيت انقلاب با موفقيت تمام طي نمود و تا آخرين لحظات عمر امام، عزيز و محبوب اين رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کيفر باشد و بايد حقوقش پايمال گردد؟ بدرستي که دشمن شماره يک انسان نفس اوست(اعدي عدوک نفسک التي بين جنبک).
آيت الله طاهري در بخش پاياني بيانيه خود تاکيد کرده است :از عموم مردم و جوانان عزيز مي‌خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک براي بهانه دادن به سرکوب باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمايت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است" و سيعلم الّذين ظلموا ايّ منقلب ينقلبون"


 


************


لينک خبر :


http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=62718

  نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 21:7  توسط پیمان موسوی  | 

«  بسم الله القاسم الجبارین  »

یک خبر جالب ....بخوانید :

زرداری ( رییس جمهور پاکستان ) اعلام کرد :

بن‌لادن را دستگیر کردیم،آمريكا آزاد کرد !!!

رییس‌جمهوری پاکستان اعلام کرد: که این کشور بن‌لادن رهبر القاعده را پس از حادثه 11 سپتامبر بازداشت کرد و به آمریکا تحویل دادند، اما آن‌ها پس از مدتی اعلام کردند وی را در منطقه‌ای از افغانستان گم کردند.
!!!!!
به گزارش فارس، روزنامه "خبر" چاپ ترکیه در گزارشی نوشت: "آصف علی زرداری" رییس‌جمهوری پاکستان اخیراً در گفت‌وگو با یک شبکه تلویزیونی "ان‌بی‌دی " آمریکا اعلام کرد که نیروهای این کشور موفق شده بودند اسامه بن لادن رهبر شبه‌نظامیان القاعده را بازداشت کنند و به نیروهای آمریکایی تحویل دهند ولی پس از مدتی، آن‌ها اعلام کردند که بن‌لادن در افغانستان ناپدید شده است.

این روزنامه در گزارشی با عنوان "پاکستان بن لادن را بازداشت، ولی آمریکا او را آزاد کرد"، افزود: زرداری که از مدت‌ها پیش تاکنون، با قدرت گرفتن طالبان تحت فشار زیاد قرار دارد، به مقابله با دولت آمریکا پرداخت و با حضور در شبکه تلویزیونی "ان‌بی‌دی" آمریکا، به افشاگری علیه واشنگتن اقدام کرد.

رییس‌جمهوری پاکستان گفت: پاکستان اسامه بن لادن را چند روز پس از حادثه 11 سپتامبر بازداشت کرد و به ماموران امنیتی آمریکا تحویل داد، اما نظامیان آمریکایی بعداً اعلام کردند که وی را در منطقه "تورابورا " در افغانستان گم کرده‌آند. !!!!!!

همسر بی‌نظیر بوتو تاکید کرد: ‌بوتو در سال 1989 هشدار لازم را درباره بن‌لادن به جرج بوش رییس‌جمهوری اسبق آمریکا داده بود.

زرداری واشنگتن را متهم کرد که از بن‌لادن به عنوان رهبر گروه تروریستی برای سقوط حکومت بوتو استفاده کرده است.

زرداری در ادامه گفت: بی‌نظیر بوتو ضمن تماس با کاخ سفید به آنها گفت که شما قصد بی‌ثباتی و تضعیف حکومت من را دارید.

لينك خبر :
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=29662
 
این خبرها را بگذارید کنار خبرهای مشابه ، مثل خبر نشستن هليكوپتر نظامي آمريكاييها كه حامل مهمات و تجهيزات نظامي بود ، در يكي از اردوگاههاي طالبان در افغانستان ... ( رييس نيروهاي آمريكايي ادعا كرده بود كه اين هليكوپتر اشتباهي آنجا نشسته است !!! و خبر آن در رسانه هاي سراسر دنيا پخش شد ...) و هزاران دليل مستند مثل اين ....
 
آنوقت شايد حساب كار دستتان بيايد !!!
  نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 15:57  توسط پیمان موسوی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اینها چند تا عکس مقایسه ای هستند از جنایات نازیها و جنایات صهیونیست ها...

برای کسانی که کمی انصاف در وجود خودشان سراغ دارند !

آیا با این احوالات سخنان احمدی نژاد در کنفرانس ضد نژاد پرستی ژنو " فاجعه و آبروریزی " بود ؟

یا  موضع گیریهای برخی از ما  ؟؟؟ ...

تنها تصور کنید کسانی که از نازیها و فاشیستها در آنزمان حمایت میکردند و مقابله با آنها را احمقانه

جلوه میداند ، در نظر تاریخ چگونه انسانهایی بوده اند ؟! ... جواب این سوال شاید

تلنگری باشد به ادعاهای حمایت از حقوق بشری ما ...

فقط کمی انصاف لازم دارد ، البته ... که شکر خدا همه ء ما داریم !!!







































 

 

 









































 

****

آیا وقت آن نرسیده است که کمی در مورد جناح گیریها و اظهار نظرها و مواضع مان

به حقیقت انسانی فکر کنیم و تجدید نظر نماییم ...؟؟؟

آیا مسئله ای بشری تر از این وجود دارد که ما را مجاب کند که حرفهای احمدی نژاد جبهه گیریهای

 آشکار  او بر علیه صهیونیستها و موضع تمام انسانهای عدالت خواه حقیقی

احمقانه و ارتجاعی ست ؟ !!

آیا ما انسان هستیم و طرفدار حقوق بشریت ؟؟...

چرا بار دیگر اینها را از وجدان بیدار خودمان نمی رسیم ؟؟؟؟؟ ...

  نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:44  توسط پیمان موسوی  | 

 سلام و درود بر شما دوستان عزیز  :

 سال نو شما مبارک ...

امیدوارم سال بسیار پر برکتی داشته باشید...

برای انبساط خاطر مبارکتان و همچنین خنده ای کوتاه به حماقت پادشاهان اجل و اکرم و قدیم خودمان مطلب تاریخی زیر را تقدیمتان میکنم ...امیدوارم حالش را ببرید !

 

*****************************

ببری خان

گربه‌ ناصرالدين شاه

 
ببري خان !! نام گربه‌اي بود آلا پلنگ كه شاه او را بسيار دوست مي‌داشت. در آن اوان شاه را تبي سخت عارض شد و روزي چند در بستر بيماري و ناتواني بخوابيد.

گربه مزبور كه تازه بچه آورده بود روز بعد به اقتضاي طبيعت به تغيير مكان آنها پرداخت. هنگامي كه يكي از بچه‌هايش را به دندان گرفته و از كنار بستر مي‌گذشت. زبيده خانم ملقب به امينه اقدس به درون اتاق آمد و در را كه گربه از همان به درون آمده بود از پشت خود بست.

گربه همين كه راه بيرون شدن را بسته ديد چند دور گرد بستر گشت و در پاي شاه سرگردان ايستاد. زبيده خانم از مشاهده‌ي اين حال رو به شاه كرده گفت: قربان امشب عرق خواهيد كرد و تب خواهد بريد.

از قضا صبحگاه تب شاه قطع شد و پس از آن ببري خان مقامي بلند يافت و داراي تشك اطلس و پرستار و خوراك مخصوص شد.  !!!!! ....

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 12:58  توسط پیمان موسوی  | 

" بسمه تعالي "

 

«  فردوسي پور ، اوباما ، و دموكراسي جهاني »

 

با سلام و درود خدمت عزيزان و دوستان بسيار گرامي و شريف

 

در اين نوبت از مجال كوتاه هميشگي مان قصد داريم به  مسايل روز ايران و جهان از نگاهي متفاوت بپردازيم . باشد كه مورد توجه و عنايت شما قرار گيرد.

 

***

 

« مصالح فردی یا مصالح کشور »

 

                                   

در بخش نخست به مسئله اي كه در هفته هاي اخير براي برنامهء پرمخاطب و جذاب « 90 » پيش آمد و حرف و حديث هاي بسيار پيرامون آن ، مي پردازيم . برنامهء 90 از آندست برنامه هاي تلويزيوني ست كه نياز به معرفي و شناخت پيشينه ندارد و اما جنجالهاي اخير كه پس از بروز اختلاف بين مجري توانا و دوست داشتني  برنامه و مسئولين فدراسيون فوتبال پيش آمد ، جنجالهاي نامربوطي نيز به آن اضافه شد كه از فرط عجيب و غريب بودن تنها در كشور عزيز ما ميتواند اتفاق بيفتد !!

 

بنده در اينجا قصد ندارم به چون و چرايي ماجرا بپردازم و يا به دنبال مقصر باشم ، كه به نظر مي آيد كليت آن در محضر مردم خوب ما واضح و آشكار باشد و ... بگذريم .

هرچند كه نميتوان در اينجا هر مقدار هم كه پرهيز به خرج داد ، مراتب تاءسف خود را از روش مقابله در بين معدودي از مسئولان عزيز كشور ما در مقابل انتقادها و مطالبه هاي به حق مردم و رسانه ها ابراز نكرد . اين معضل تا جايي در فرهنگ مديريتي كشور ما ريشه دوانده است كه به سنگري مطمئن براي مديران خلاف كار و يا كم كار تبديل شده و در پي هر اعتراض و يا انتقادي به سرعت ايشان مسئله را به « آبروي نظام و خون شهدا و حيثيت انقلاب » ربط ميدهند !!

بي توجه به اينكه اين مسايل در نگاه ملت بزرگ ما چنان بزرگ و عظيم هستند كه با چند انتقاد ساده و يا زير سؤال رفتن چند مدير و مسئول ، تكان هم نميخورند چه برسد به اينكه – به ادعاي اقايان – بر باد بروند و يا متزلزل شوند. و اين به نظر شخصي بنده نوعي توهين به ملت و مسئولين درست كار و شريف كه صاحبان اول و آخر اين كشور و نظام هستند محسوب ميشود . و ما انتظار داريم هر چه سريعتر نسبت به تنبيه چنين اشخاص حيله گري اقدام قاطع صورت بپذيرد.

اما مسئله ديگر ، ايراز تعجب و حيرت ما و بسياري از آگاهان امر ،  در برابر برخورد  غير منطقي برخي ديگر از مسئولين در برابر برنامهء خوب 90 و فردوسي پور بود  !

انگار كه ايشان ترجيح داده بودند دهان محق را ببندند تا دستان مقصر را ...!!!

به هر صورت مسئله بدتر از بد  در اين ماجرا اينست كه يك موضوع اختلاف ساده در ورزش كشور چرا بايستي به مسئله اي اجتماعي و سياسي تبديل بشود تا آنجا كه حتا آلت دست دشمنان ملت و كشور اسلامي عزيزمان – مثل شبكه هاي مزدور خارجي – گردد ؟؟!

محدود كردن آشكار برنامه و مجري آن كه به رك و راست بودن و چالشي بودن معروف است و حتا اقدام عجيب تر و شرم آور تر در بستن مجراهاي پيام كوتاه مخاطبان برنامه ، اقدامي بسيار عجيب و غير مسئولانه بود كه معلوم نيست از طرف كدام كارشناس يا مدير محترمي درست تشخيص داده شده بود ؟؟؟  نتيجه اين شد كه ما به دست خودمان اركستري با شكوه براي دشمناني برگزار كرديم كه بدون ساز هم به خوبي ميرقصند و ميرقصانند !!!

و در اين ميان تصور ميرود باز هم در ادامه برخوردهاي غلط و غير مسئولانه ، تقصير اين ماجراها را دارند به گردن فردوسي پور و طرفداران ورزشي اش  مي اندازند ( !!! ) و به جاي قبول اشتباه از طرف خود سعي دارند با برون فكني مصالح فردي را بر مصالح عالي كشور و نظام ارجح دقرار دهند كه اين حركت باعث تاءسف بي نهايت هر دوستدار ملت و نظام و كشور خواهد شد .

 

***

 

« اوباما منجی یا نسخهء بدل ... ؟ »

 

                          

بالاخره دوران رياست جمهوري جرج بوش در آمريكا به سر آمد و شخصيت منفور و مملو از حماقت و حيوانيت ايشان ( والبته سيستم پشت سر ايشان ) جاي خود را به شخصيتي تا اينجا مقبول تر و موجه تر يعني جناب « بارك اوباما » داد ( والبته به احتمال قريب به يقين با همان سيستم ، پشت سر ايشان ! )

وجهه خوب اوباما در ابتدا ي شروع به رهبري كشور آمريكا كه به دلايل متعدد ي مانند سياه پوست بودن يا مسلمان تبار بودن و يا مسايل ديگري كه همه ميدانند  ( و جالب است كه تمامي اينها در جهت خلاف هر آنچه بوده است كه نظام استعماري امريكا و غرب بر آن استوار بوده اند ! )  به دست آمده است به نظر ميرسد بسيار شكننده و بسته به رفتارهاي عملي ايشان در آينده باشد .

در ابتداي امر و در پي سخنراني مراسم تحليف ايشان ، به نظر ميرسيد كه همه چيز طبق معمول با حرفهاي زيبا و مردم پسند ( مثل تمام دولت مردان جهان در گذشته و حال و احتمالا" آينده ) شروع شده و اوباما بيشتر سعي در همراه كردن اذهان عموم مردم در داخل كشور و برانگيختن احساسات ملي آمريكائيها را داشت .

اين امر به خودي خود ، طبيعي و قابل پيش بيني بود . هرچند كه به صورت بسيار ظريفي مطالبي نو و جديد را نيز به بسياري از مردم جهان القاء كرد.  اينكه نشان داد اميدواري بيش از حد معقول و خيالبافانهء مردم مستضعف و مسلمانان جهان براي ظهور فردي كه تمام نظام سلطه جويانهء آمريكا و غرب را به هم ميريزد و دشمنيهاي پيشين را به اتمام ميرساند ، تا چه حد بي اساس و غير منطقي بوده و هست .

و اينكه جهان بايد شاهد دوراني جديد در مناسبات و رفتارهاي نظام آمريكايي در داخل و خارج كشور باشد ( هرچند كه اين مناسبات جديد با همان كليت پيشين و اهداف گذشتهء آنها باشد ) و ... مسايل ريز و درشت ديگر كه موشكافي و تحليل همهء آنها وظيفه مطلعين و كارشناسان سياسي و فرهنگي ست .

اما مسئله اساسي و مهم و مشهود در اينجا اين است كه ملتها و دولتهاي مسلمان جهان بايد بدانند كه تنها راه سعادت و آزادي آنها در روشنگري حقيقت اسلام و پيشرفته شدن اذهان و اركان نظامهاو ملتهاي اسلامي و هماهنگ شدن و آماده شدن ايشان براي مقابله با سلطه طلبيهاي جديد غرب و آمريكا ست .

در سخنراني آقاي اوباما مشهود بود كه ايشان نيز مطابق انتظار ، راه نهايي مصالحه و آشتي بين دنياي اسلام و غرب را ، حل شدن دنياي اسلام در ارزشهايي با مختصات فكري غرب و مقهور شدن آنان در برابر دموكراسي و آزادي مورد نظر غرب و آمريكا ميدانند !

چيزي كه مبنا و پايهء اختلاف ديرينه دنياي اسلام و غرب بوده است و هرگز به درستي فهميده نشده است ، همين مسئله است .

سلطهء سياسي فرهنگي غرب هرگز درنيافت و يا نخواست كه دريابد ، ارزشهاي مورد قبول آنها  - هرچند از ديدگاه آنها انساني و بديهي به نظر برسد – ممكن است با مبناهاي فلسفي و عقلي و فرهنگي دنياي اسلام مغايرت داشته باشد و همين مسئله باعث جبهه گيري هميشگي و بدون سازش مسلمانان در برابر آنها مي باشد.

و از طرفي دنياي اسلام در حال حاضر نيز هنوز نخواسته است كه قبول كند و بپذيرد كه از خواب گران خود برخيزد ، و در پي پيشرفت حقيقي و آشكار كردن چهرهء واقعي و ناب اسلام باشد !

و همواره به اشاره اي كاهلانه به مباني و ريشه هاي محكم و خلل ناپذير فرهنگي و فلسفي خود بسنده كرده است و هميشه  خواب خوش و غنودن و اجتناب از حركت به جلو را ترجيح داده است !!

به همين دليل دنياي غرب كه بنا به ذات خود سطه گر و مهاجم است هيچگاه نتوانسته دندان طمع خود را بكشد و در پي مصالحه حقيقي و عميق با ما باشد و ما نيز همواره خود را طعمه اي لذيذ و در دسترس نشان داده ايم ( هرچند  ،   گهگاهي زهر دار ... ! ) كه نيازي نيست با آن مصالحه شود . 

پس امروز اگر روز بيداري مسلمين جهان نباشد ( كه چندان به نظر نمي آيد باشد ! ) و اگر دوران به خود آمدن و منصف شدن دنياي غرب نباشد ( كه بسيار بعيد است اينچنين شود !) همچنان برخورد و اصطكاك و كشمكش ها باقي خواهند ماند

و با تاءسف بسياربايد اعلام كرد كه  نمي توان شاهد از بين رفتن فجايع غير انساني در گوشه و كنار جهان در آينده بود و يا حتا به آن اميد داشت !

 

***

 

« دموكراسي جهاني به جاي دموكراسي محلي »

 

                                       

 

بنده به اشارات كوتاه در صحبت هاي  قبلي نيز اشاره كرده بودم كه جهان امروز تنها در ظاهر و روبنا ، جهاني مدرن و پيشرفته جلوه ميكند و همچنان ساختار دروني آن پوسيده و غير انساني باقي مانده است.

مثال آشكار آن هم سيستم و نحوهء  اداره و كنترل جهان و كشورها و پيامدهاي آنست .  ... دقت كنيد ، ... جهان امروز ما به طرز ابلهانه اي هنوز با سيستم پس از پايان جنگ جهاني دوم اداره ميشود !!!

تنها اتفاق خاصي كه افتاده است افول روسيه و كمونيسم و چيره تر شدن سرمايه داري غرب و آمريكا بوده است كه آنهم مستقيما" باعث افزايش فجايع انساني و كشتار و قتل و عامهاي بي منطق شده است . (  بايك بررسي  كوتاه خودتان ميتوانيد آنها را به ياد بياوريدئ و بشماريد !  )

هنوز نقشهء سياسي جهان ، بر مبناي سلطهء بازماندگان فاتح جنگ جهاني دوم است . هنوز هم در سازمان ملل كشورهاي پيروز شصت و اندي سال پيش حق غير منطقي  « وتو » دارند !!!

چگونه ميشود كه جهان ما امروز ، در قرن بيست و يكم و به ادعاي برخي با شعار آزادي ، دموكراسي و مدنيت ، به پيش برود و كليت جهان توسط ديكتاتوري ، زور و سلطه اداره شود ؟؟؟‌!!!

باور كنيد اينها ذره اي شعار نيست ! آيا مصداق هاي اين مطلب را به وضوح مشاهده نميكنيد ؟

آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه جهان ما بر اساس يك دموكراسي همه گير و  فرا مليتي  و            « جهاني » اداره شود ؟

امروز كه دنيا به تعبير بسياري از آگاهان امر كوچك شده است و حتا ادعاي  « دهكده »‌ شدن آنرا داريم (!) چگونه است كه بايد در آن به دنبال دموكراسي هاي محلي ( آنهم به تعبير يك نظام خاص و تفسير يك فرهنگ غالب از آن ) بدويم و با كشتن مليونها انسان در پي تحقق شعار آزادي و حقوق بشر باشيم ؟؟

آيا اين به وضوح و  روشني  ، روشي آزمايش شده وبا مبناهاي فاشيستي  و ديكتاتور مآبانه نمي باشد ؟

آيا در اين صورت تمام دولتها و گروههاي تماميت خواه حق نخواهند داشت ادعا كنند ؛  در زمانه اي كه جهان ما با روش ديكتاتوري اداره ميشود ، درخواست رعايت دموكراسي از آنان به حيله و نيرنگ شبيه تر است تا یک حقيقت انساني و مترقی ؟

 

به نظر بنده ، امروز وظيفه ء  هر انسان آزاده و شريفي در سرتاسر دنيا ست كه از قدرتهاي سلطه گر جهاني ، مطالبهء «  دموكراسي حقيقي  جهاني » و احترام واقعي و عملي  به مباني فكري و فلسفي انديشه هاي مخالف ( حتا انديشه هاي مخالف غرب و نظام حاكم جهاني ، چنانچه از تعريف دموكراسي بر مي آيد ) نمايد .

ما بايد جهان امروز را به مثابه يك كشور واحد عظيم  در نظر بگيريم كه در آن كشور بزرگ و يكپارچه ، هر انديشه اي قابل احترام است و هيچكس حق ندارد بنا به تشخيص خود ، ملتي را مجبور به پذيرش نظام فرهنگي خاصي گرداند .

هر مليتي در آنجا حق دارد كه به مثال ايالتي خود مختار بر فرهنگ ، سياست و حقوق خود حاكميت داشته باشد  و در سرنوشت كشور بزرگ جهاني نيز دخالت و تاءثير داشته باشد ...

در آن جهان يكپارچه ، هيچ كشور و يا سيستمي حق وتوي نظرات ديگران و تصميمات جمعي را ندارد .

و در آن جهان تنها ممنوعيت مجاز ، ممنوعيت جلوگيري از حق زندگي با مبناهاي انساني و حق حاكميت بر سرنوشت خود ( با در نظر گرفتن تمامي ديدگاهها در اين مورد و نه تنها به روش و ديدگاهي خاص ) مي باشد.

 

اين جهان مفروض ، هرگز جهان ايده آل و اتوپياي موهومي نخواهد بود زيرا امكانات آن امروزه در دسترس بشريت وجود دارد و تنها سد راه آن ، سياستمداران  تماميت خواه جهاني هستند كه در پي القاء اين روش فاشيستي اما پنهان ، به مردم جهان هستند كه ؛ « جهان بايستي با روش آزادي و دموكراسي مورد نظر آنها يكپارچه شود » واين حيلهء بزرگ و خطرناك دنياي ماست كه انسانيت حقيقي بشر را در خطر استحاله به حيوانيت آراسته  قرار داده است .

 

*****

 

در فرصتهای بعدی ایده « دموکراسی حقیقی جهانی » را بیشتر خواهم شکافت .

 

نظرات شما را بی صبرانه و مشتاق ، منتظرم ...

 *******************************************

به نقل از :

http://www.garrin.blogfa.com

 

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 18:14  توسط پیمان موسوی  | 

******************************

آيا ميدانيد كه :

يهوديان و صهيونيست ها تنها ۵/۲ در صد از

زمينهاي فلسطينيان را خريدند  و  بقيه را به زور و با توسل به كشتار

زن و بچه و بزرگ و كوچك مردم فلسطين به چنگ آوردند ؟؟؟ آنهم جلوي چشم مردم جهان متمدن !!

عكس زير سرزمين فلسطين را از سال ۱۹۴۸ تا سال ۲۰۰۰ ميلادي

نشان ميدهد ...!!!

تصوير اصلي را ببينيد

 

 

 

 

 

 

هنوز هم فكر ميكنيد كه اسراييل زمينهاي فلسطين را خريده و حق دارد سرزمين آنها را صاحب شود ؟

فكر ميكنيد از ابتدا زور و قتل عام در كار نبوده ؟ ... پس عكسهاي زير را هم ببينيد :

***

 عکسهایی از جنایات هاگانا در فلسطین در سال ۱۹۴۸ تحت قیمومیت انگلیس

آيا شباهتي بين اين تصاوير و آنچه كه امروز در غزه شاهد آن هستيم نميبينيد؟

 قضاوت با وجدان بيدار شما ...

با تشکر از برادر فلسطینی " هواش " بابت در اختیار قرار دادن این تصاویر

برای تحقیق بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمایید...

منبع:

 http://crypalestin.blogfa.com/cat-156.aspx

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 4:41  توسط پیمان موسوی  | 
filesnews_main_photo1230216170.jpg

تونی بلر نخست وزیر سابق انگلیس در مصاحبه ای با نشریه آلمانی دی زیت گفت: به صورت مرتب قرآن می خوانم. در واقع می توانم بگویم هرروز قرآن می خوانم.

این سیاستمدار 55 ساله درباره حضرت محمد(ص) پیامبر مسلمانان نیز گفت: " وی در واقع یک رهبر بسیار مدرن بود. مسیحیان با پیش زمینه و فورا می گویند مسلمانان از ما نفرت دارند. اما من آیه ای در قرآن ندیدم که درباره حضرت عیسی باشد و سرشار از احترام زایدالوصف نباشد."

به گزارش سایت ترکیه به نقل از روزنامه زمان او در پاسخ به سئوال خبرنگار نشریه آلمانی درباره اینکه "آیا مسلمان می شوید؟" گفت: "خیر، لطفا این موضوعات را باهم قاطی نکنیم"

تونی بلر بعد از پایان دوره نخست وزیری اش اعلام کرده بود که به مذهب کاتولیک گرویده است. وی در این باره کاتولیک بودن همسر و فرزندش را نیز یک عامل مهم می داند و در کنار آن عوامل معنوی را نیز از علل این تصمیم برمی شمرد....

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 17:20  توسط پیمان موسوی  | 

" هو الطيف "

 

۱.

جستجو برای کشف حیات در نقاط دیگر منظومه شمسی و ماورای آن باید تلاش برای کشف چیزی باشد که دانشمندان برخی اوقات به آن (زندگی غیر معمول ) میگویند که به معنای نوعی از حیات است که بیوشیمی آن متفاوت از بیوشیمی حیات در کره زمین است. این مطلب در گزارش جدید مجمع تحقیقات ملی امریکا آمده است. کمیته ای که این گزارش را نوشته است کشف کرد که نیازهای اساسی حیات به گونه ای که ما میشناسیم -- آب مایع به عنوان حلال بیوشیمیایی ، متابولیسم وابسته به کربن، سیستم مولکولی با قدرت تکامل و قدرت تبادل انرژی با محیط اطراف -- تنها راه برای ایجاد پدیده هایی که حیات را به وجود می اورند، نیستند. ( جان باروس ) John Baross پروفسور اقیانوس شناس در دانشگاه واشنگتن و عضو کمیته تحقیقاتی میگوید: تحقیقات ما به وضوح نشان میدهد که حیات ممکن است به اشکالی متفاوت از چیزی که در زمین وجود دارد به وجود بیاید.

دانشمندان دیگر هم از این گزارش استقبال کردند، ( میشل میر ) Michael Meyer سرپرست برنامه نحقیقاتی ناسا در مریخ میگوید: این گزارش میتواند کمک زیادی به ما کند تا مطمئن شویم که ما با چشمان کاملاً باز به تحقیقات خود ادامه دهیم.

ناسا مدت زمان طولانی در حال مطالعه حیات در کره زمین بود تا راهنمایی برای جستجوی حیات در دنیاهای دیگر باشد. سیارات و اقماری که دارای آب به صورت مایع باشند میتوانند شانس زیادی برای وجود حیات داشته باشند، ولی همانطور که در گزارش جدید کمیته تحقیقاتی هم اشاره شده است دلایل خوبی وجود دارد که شک کنیم که انواع دیگر واکنشهای شیمیایی هم میتواند به ایجاد حیات منجر شود. به طور مثال در حالیکه DNA در زنجیر خود از فسفر استفاده میکند، ممکن است نوعی DNA با زنجیری از ارسنیک تشکیل شود و حیات ممکن است با مایعات دیگری به جز آب تشکیل شود مثلاً آمونیاک یا متان. این گزارش که در سایت فرهنگستان ملی (www.nationalacademies.org ) منتشر شد حتی به امکان ایجاد حیات بر پایه زنجیره های سیلیکون به جای کربن اشاره میکند.

یکی دیگر از اعضای کمیته میگوید: شواهد خوبی وجود دارد که حیاتی که در زمین وجود دارد از یک شکل غیر عادی حیات ایجاد شده است.

برای کشف اشکال غیر عادی حیات دانشمندان باید انواع جدیدی از دستگاه های رد یاب را بسازند. دانشمندان همچنین میگویند احتمال وجود حیات غیر عادی باید ناسا را وادار به تغییر ماموریتهای آینده خود کند.


۲.

دانشمندان اولین کشف قطعی بخار آب در اتمسفر یک سیاره خارج از منظومه شمسی را گزارش دادند. این کشف با بررسی اشعه مادون قرمز عبور سیاره HD 189733b از مقابل ستاره آن انجام شد. ( جیووانا تینتی ) عضو آژانس فضایی اروپا در انستیتوی فیزیک فضایی پاریس و همکاران او در سراسر دنیا داده های تلسکوپ فضایی ( اسپیتزر ) ناسا را استفاده کردند و سیاره HD 189733b در صورت فلکی ثعلب را که 63 سال نوری با ما فاصله دارد هدف گیری کردند. این سیاره در سال 2005 هنگامیکه با عبور از مقابل ستاره مادر خود جلوی نور آن را به میزان 3% گرفت کشف شد. با استفاده از تلسکوپ ( اسپیتزر )، ( تینتی ) و همکارانش این ستاره را که کمی کم نورتر از خورشید است مشاهده کردند. همینکه اتمسفر خارجی باریک این سیاره از مقابل ستاره مادر عبور کرد. نور جذب شده ستاره یک الگوی متفاوت و جالب توجه نشان داد. اتمسفر سیاره اشعه مادون قرمز با طول موج 3.6 میکرومتر را کمتر از دو طول موج دیگر جذب کرد! به گفته ( تینتی ) آب تنها مولکولی ایت که چنین رفتاری دارد. البته وجود بخار آب در این سیاره نمیتواند این سیاره را کاندید مناسبی برای وجود حیات در سطح آن کند چون این منطقه از منطقه قابل سکونت فاصله زیادی دارد. در مقابل سیاره ای سنگی مانند زمین HD 189733b بسیار بزرگ است ( حدود 1.5 برابر حجم مشتری)، و این سیاره با ستاره مادرش تنها 4.5 میلیون کیلومتر فاصله دارد و هر 2.2 روز یک بار به دور آن میچرخد. اخترشناسان چنین سیاراتی را مشتری داغ مینامند. این گونه سیارات اتمسفر بسیار وسیعی دارند چون گرمایی که از ستاره نزدیک خود دریافت میکنند انرژی زیادی آزاد میکند که باعث اتساع سیاره میشود. دمای اتمسفر این سیاره حدود 700 درجه سانتی گراد یا بیشتر است. به دین ترتیب بخار آب موجود در اتمسفر این سیاره نمیتواند به حالت مایع درآمده و یا ابر تشکیل دهد. البته این به دان معنی نیست که این سیاره اتمسفر ارامی دارد چون بواسطه نیروی جاذبه بسیار قوی ستاره مادر تنها یک سمت از این سیاره به طرف ستاره است و سمت مقابل در تاریکی مطلق است. این مسئله میتواند بادهای بسیار شدیدی ایجاد کند که از سمت روز سیاره به سمت شب آن حرکت میکنند. هر چند به دلایل مختلف این سیاره نمیتواند امکان ایجاد حیات را داشته باشد ولی این نتایج امید برای کشف آب در سیارات سنگی دیگر را افزایش میدهد. اتمسفر سیارات سنگی باید نازکتر باشد. بنابر این شناسایی آب در اتمسفر چنین سیاراتی نیاز به تلسکوپهای قویتر آینده مانند تلسکوپ فضایی ( جیمز وب ) James Webb دارد.منبع: http://www.astrobiology.com/news/viewpr.html?pid=23045

همانطور که این کشف جالب نشان میدهد، آب ماده ای کمیاب در کهکشان را شیری نیست و میتوان امیدوار بود در آینده سیارات سنگی مانند زمین با اتمسفر دارای بخار آب کشف شوند و کشف اولین سیاره با چنین مشخصاتی میتواند آغازگر تحقیقات دقیق و هدف گیری شده برای کشف حیات در سیارات دیگر کهکشان راه شیری باشد.

***

http://mohsen-imanian.blogfa.com/

  نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 3:25  توسط پیمان موسوی  | 
                                          بسم الله الرحمن الرحيم

این پست شاید تکراری و کمی قدیمی باشد ولی به خاطر اهمیت آن و نقش بزرگش در بیدار گری و تذکر به مردمان امروز جهان ما که دچار رخوت و حماقت ناباوری و علم زدگی کورکورانه و ...هزار درد بی درمان دیگر شده اند مناسب یافتم که در اینجا باز هم انرا بیاورم.

البته منکران پر رو کم نیستند ...کسانی که اگر حتا علم روز که اینهمه سنگش را به سینه میزنند حقانیت معجزه ای الهی را که آنها قبلا" افسانه می پنداشتند ثابت کند ، باز هم تسليم حقيقت نميشوند و هزار بهانه رنگارنگ رو ميكنند تا از حقيقتي كه دوستش ندارند فرار كنند.

اين مطلب تقديم به همه اين گمشده گان است :

............................................................................................................................

 

منطقه” نويبه” در عربستان براي تمام پيروان مذاهب الهي و بخصوص پيروان حضرت موسي (ع) مکان مقدسي ميباشد .



اين منطقه همانجايي است که حضرت موسي (ع) و پيروانش بعد از گذشتن از درياي سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و يارانش شد . امروزه مردمان ساير کشورها با مذاهب مختلف از قبيل مسلمان و مسيحي و يهودي به اين مکان مي ايند تا يادگار ان دوران را بچشم ببينند . مکاني که هنوز هم ميتوان خشم الهي را در انجا احساس کرد . ستوني که ياران حضرت موسي (ع) به دستور او ساختند (اين ستون را امروز با نام کلومن يا يادگار موسي کليم ميشناسند )




تا يادگار عذاب و رحمت الهي - براي نسل امروز باشد – شايد همين احساس باعث شد تا ” روني وايت ” از خود بپرسد ايا براستي عذابي در کار بوده است؟! در اطراف او يک ستون و خرابه هاي باقي مانده از روزگاران بسيار دور قرار داشت – و روبروي او درياي قرار گرفته بود با نام درياي سرخ … ايا اين دريا از وسط به دو نيم شده بود تا يکي از عزيزترين بندگان خدا به همراه يارانش از ميانش بگذرند!! و سپس فرعون و لشکريان با يکي از وحشتناکترين عذابهاي پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا” انهم جند مغرقون و دريا را به ارامي ترک کن انها لشکري هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان) همين سئوال باعث شد تا يکي از سخترين و پيچيدترين عمليات باستان شناسي توسط ” روني وايت ” و يارانش اغاز شود .











در بين محققان و انديشمنداني ” روني وايت ” چهره شناخته شده اي ميباشد .. اولين کار تحقيقاتي او جستجو براي يافتن نشانه هاي از کشتي حضرت نوح (ع) بود . او موفق شد مدارک و مستنداتي را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را بصورت کتابي کامل منتشر کند . ايا او مي توانست نشانه هاي از عذاب الهي را که دشمنان حضرت موسي (ع) گرفتار ان شده بودند را بيابد.؟! اين عمليات تنها يک عمليات باستان شناسي نبود – بلکه معبري بود به عمق حقيقت تاريخ … ” وايت ” براي تعيه بودجه اين کار عظيم نياز به يک حامي مالي قوي و يک تيم زبده از محققين ساير علوم و رشته هاي ديگر داشت . کارشناسان موزه لور پاريس اين کار را يک کار نشدني و يک تلاش بيهوده مي دانستند – زيرا وايت تصميم داشت درياي سرخ را وجب به وجب جستجو کند و پيدا کردن اثار يک چنين پديده اي انهم در عمق دريا و با گذشت چيزي حدود 3500 سال تقريبا” يک کار محال بنظر ميرسيد . عاقبت يک ميليادر سعودي بنام “محمد سليمان “حاضر شد بودجه اين عمليات گسترده را تقبل کند . محققين و دانشمنداني از کشور فرانسه – آلمان – امريکا حاضر شدن وايت را در اين راه همراهي کنند . ابتدا بايد مشخص مي شد که حضرت موسي (ع) و يارانش از کجا به راه افتاده اند و کدام فرعون مغضوب پروردگار شده است .. کوچکترين مدرک ميتوانست انها را به سر منزل اصلي برساند .. همانگونه که در بالا عنوان شد منطقه” نويبه” در عربستان اخرين ايستگاه حضرت موسي (ع) و يارانش بوده است . يک مورخ يوناني اشاره کوتاهي به اين واقعه عظيم کرده است . او ميگويد : حضرت موسي (ع) و يارانش از شمال منطقه جيزه (هيليوپوليس ) براه افتاده و بعد از گذشتن از کوه ها و بيابانهاي سينا خود را به منطقه اي (هايروت ) نزديک به ابهاي خليج عقبه رسانده اند - مورخ يوناني - اينجا را محل غرق شدن لشگريان فرعون مي داند . روايت ديگر که توسط مورخان مصري بعد از گذشت 1800 سال بعد از ان واقعه نگارش شده است ,حکايت از ان دارد که حضرت موسي (ع) از منطقه نزديک جيزه حرکت کرده و بعد از گذشتن از رودخانه سينا ( امروزه اين رودخانه را با نام خليج سوئز ميشناسيم ) وارد منطقه بنام الطور در صحراي سينا شده و سپس خود را به نزديکي خليج عقبه امروزي رسانده و بعد از گذشتن از ان در ” نويبه ” سکنا گزيدن . بررسي چنين منطقه اي با چنين ابعادي که شامل دو منطقه دريايي ميشود تقريبا” يک کار غير ممکن بنظر مي رسد . ” روني وايت ” در کتابش ميگويد : بعد از کسب اجازه مسئولين مصري و عربستان سعودي بيش از 3000 پرواز بر روي منطقه انجام شد, اما هيچ نشان قابل اعتمادي بدست نيامد . ” روسي پترسون ” يکي از همراهان ” وايت ” با ابزار الات پيشرفته تمام ساحل عقبه را چه در مرز مصر و چه در مرز سعودي با وسواس زياد مورد کتکاش قرار داد. . تيم ديگري تاريخ مصر باستان را مطالعه ميکردند . انها ميخواستند بدانند کدام فرعون مورد غضب پروردگار يکتا قرار گرفته بود .

‏? 77 ? طه : جزء 16

و در حقيقت به موسى وحى کرديم که :بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دريا براى آنان باز کن که نه از فرارسيدن[ دشمن ]بترسى و نه[ از غرق شدن ]بيمناک باشى.
نقشه هاي که توسط ماهواره ها تعيه شده بود – به تيم تحقيقاتي ” روني وايت ” جان تازه اي بخشيد . در اين تصاوير نقطه اي در خليج عقبه که به درياي سرخ منتهي مي شد وجود داشت که عمق ان نسبت به مکانهاي ديگر کمتر بود .





















ايا حضرت موسي (ع) و يارانش از اين منطقه عبور کرده بودند.؟ ايا فرعون و لشکريانش در اين مکان به عذاب الهي گرفتار شده بودند.؟! اين سئوالاتي بود که ” روني وايت ” و تيم همراهش را لحظه اي ارام نمي گذاشت . چهار غواص با مليتهاي گوناگون کار اکتشاف دريايي را به سرپرستي ” جاناتان گري ” به عهده داشتند . اولين غوص در امتداد مرزهاي ساحلي سينا انجام شد , ” جاناتان گري ” ميگويد : کار بسيار سخت و طاقت فرسائي بود – کار باستان شناسي انهم در زير اب انسان را خيلي زود خسته مي کند – اما همه ما سختي کار را ميدانستيم – گاهي بايد ماسه ها را تا عمق 5 متري کنار ميزديم – گاهي بايد صخره اي را جابجا ميکرديم .. کار زير آب به دليل شرايط متفاوت بسيار سخت و طاقت‌فرساست و بويژه اين که در چنين کاوشهايي بايد نهايت ظرافت و دقت را نيز در نظر داشت. براي اين منظور گروههاي فني و علمي زيادي بايد با يکديگر همکاري ميکردند . بعد از گذشت 6 ماه اولين نشانه ظاهر شد . يکي از غواصان مرجان عجيبي را در عمق اب مشاهده کرده بود, ان مرجان در واقع چرخ ارابه اي بود که افسران بلندپايه مصري اجازه سوار شدن بر ان را داشتند .
بلافاصله پمپ هاي تخليه ماسه کار لايروبي را اغاز کردند . اخبار اين اکتشاف خيلي زود به مقامات سعودي رسيد و منطقه بسرعت در محاصره ماموران امنيتي قرار گرفت . ” روني وايت ” ميگويد : بعد از 34 روز من هم لباس غواصي بتن کردم و همراه غواصان به زير اب رفتم . باور کردني نبود – چرخهاي ارابه ها – سپرهاي نظامي و وسايلي که بخاطره شرايط محيطي فرم خود را از دست داده بودند . غواصان توانسته بودند مقداري استخوان اسب و همچنين استخوان انساني را از عمق دريا بالا بياورند . نام ” روني وايت ” و همراهانش براي هميشه در تاريخ ثبت شده بود .. انها توانسته بودند مدارکي از يک عذاب الهي را براي نسل امروز جمع اوري کنند .










بازسازي يک فاجعه الهي


بعد از انتشار اخبار محققان مختلفي اين فاجعه عظيم را مورد بررسي قرار دادند . نقشه اي از محيط تعيه شد, عمق اب , فاصله بين دو خشکي و محاسبات ديگر به کامپيوتري داده شد .. نتيجه وحشتناکتر از ان بود که انها فکر ميکردند . از ميان بادها و طوفانها , طوفان ” N.G.S ” که در سال 1982 جنوب فلوريدا را مورد حمله قرار داده بود براي اين محاسبه در نظر گرفته شده بود . اين طوفان از گروه B ميباشد که تقريبا” مشابه ان هر سال سواحل امريکا را مورد اماج قرار مي دهد . بخاطره کم عمق بودن ان منطقه نسبت به جاهاي ديگر و همچنين نزديکي دو ساحل … سونامي وحشتناک حاصل ميشود .. همانگونه که مستحضر هستيد .. امواج وقتي در مکانهاي عمق دار اقيانوس شکل ميگيرد قدرت انچناني ندارد .. اما هرچه که به ساحل نزديک ميشود ارتفاع ان افزايش و قدرت تخريب ان بسيار گسترده ميشود . مشابه همان سونامي که چند سال کشورهاي شرق اسيا را مورد تهاجم گسترده خود قرار داد . پس از نظر علمي هم ان منطقه مناسب ترين مکان براي عذاب الهي بوده است … تصوير اين محاسبه و همچنين شدت تخريب ان در تصويري که براي شما در نظر گرفته شده کاملا” نمايان است .








رامسس دوم – فرعوني که مورد غضب پروردگار قرار گرفت .
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آيَةً وَإِنَّ کَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون
پس امروز نجات ميدهيم بدنت را تا باشي براي ايندگان نشانه اي و همانا بسياري از مردم از نشانه هاي ما غافلند . 92 – يونس



يکي از سئوالاتي که باستان شناسان و همچنين محققان بدنبال پيدا کردن جوابي براي ان هستند, فرعوني است که مورد غضب پروردگار يکتا قرار گرفت است . اکثر مورخان اعتقاد دارند ” رامسس دوم ” فرعون معاصر حضرت موسي (ع) بوده است .







مفسران قران مجيد هم بر اين عقيده هستند ,شرح حالي که در ايات قران وجود دارد بيشتر از همه با رامسس دوم مطابقت دارد – که در طول مطلب به ان اشاره خواهم کرد . رامسس دوم پادشاهي است که در جنگ جان خود را از دست داده است – متاسفانه کتيبه هاي و ستون هاي تاريخي که در وصف پادشاهان حک مي شده است اطلاعات زيادي در اين زمينه به ما نميدهد, براي مردم و بخصوص وارثان تاج و تخت اين لکه ننگي بوده که در تاريخ از خدايشان به عنوان يک شکست خورده ياد شود . در اينکه موميايي رامسس دوم فاقد زخم يا جراحات ناشي از جنگ باشد- شکي وجود ندارد و دانشمندان احتمال بسيار ميدهند كه اين فرعون در اثر خفكي در آب مرده باشد و خيلي از آنها اين مطلب را غير قابل رد ميدانند ...
و همين ادعا ميتواند نشاني از عذاب اين فرعون به امر پروردگار باشد . ” رامسس کبير يا رامسس دوم ” در سن 22 سالگي به فرمانروائي مصر ميرسد و تا سن 92 سالگي مناطق بسياري را با جنگ و خونريزي تصرف مي کند . او کشورگشائي بسياري در فلسطين – لبنان – سوريه – ترکيه داشته است و بخاطره خراجهاي که از حکام ديگر ولايات ميگرفته- ثروت بيشماري را جمع اوري مي کند . در کتيبه هاي بجامانده از رامسس دوم به عنوان پروردگار و خداوند بي همتا ياد شده است . مجسمه غولپيکر او امروزه بازديدکنندگان بسياري را مجذوب خود کرده است.
 
عكس هايي از رامسيس دوم كه خداوند در قرآن وعده فرمودند كه بدن اين فرد رو براي عبرت آيندگان نگه خواهند داشت.

فَالْيَوْمَ نُنَجِّيکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آيَةً وَإِنَّ کَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون

پس امروز نجات ميدهيم بدنت را تا باشي براي ايندگان نشانه اي و همانا بسياري از مردم از نشانه هاي ما غافلند . 92 – يونس



















  نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:8  توسط پیمان موسوی  |